قانون جذب - ذهن ناخودآگاه

مطالب و مقالاتی از قانون جذب - روش های جذب از کائنات و ...

قانون جذب - ذهن ناخودآگاه

مطالب و مقالاتی از قانون جذب - روش های جذب از کائنات و ...

قانون جذب - ذهن ناخودآگاه

لطفاً ما را از نظرات خود بی بهره نکنید .

ذهن انسان چگونه کار می کند ؟ سطوح مختلف ذهن

ذهن انسان چگونه کار می کند ؟ سطوح مختلف ذهن

نویسنده : جف توماس         ترجمه : نادر گنجی

www.mindset-habits.com

ذهن های آگاه ، نیمه آگاه و ناخودآگاه چگونه کار می کنند ؟ تفاوت بین این ذهن ها چیست ؟

در این مقاله ، نگاهی می اندازیم به سه ذهن آگاه ، نیمه آگاه و ناخودآگاه ، کارکرد آنها با یکدیگر برای خلق واقعیت شما ... و چگونگی استفاده از این دانش برای تغییر عادتها و خلق یک شخصیت شادتر ، آرامتر و مطمئن تر .

گشت و گذاری در ذهن انسان

مفهوم سه سطح ذهن چیز جدیدی نیست . احتمالاً زیگموند فروید روانشناس مشهور اتریشی اولین کسی بود که این موضوع را در مسیر اجتماعی عامه پسند ، آن آنگونه که امروزه می دانیم ، قرار داد . هرچند که این تئوری ها بعدها در جوامع روانشناسی باعث اختلاف نظر عمیق گردیده است ، چون اثبات علمی آنها خیلی سخت است ، با این حال فروید مدل مفیدی از ذهن خلق کرده است که آن را به سه لایه یا سه قسمت ، ذهن آگاه یا نفس ، ذهن نیمه آگاه و ذهن ناخودآگاه  تقسیم کرده است . 

                                                    

بهترین راهی که من برای نمایش مفهوم این سه ذهن پیدا کرده ام استفاده از یک مثلث است . اگر تصور کنید که در قسمت رأس مثلث ذهن آگاه قرار دارد ، تنها جزء کوچکی از فضای بالا را اشغال می کند ، کمی شبیه یک کوه یخی که تنها جزئی از آن در بالای آب نشان داده شده است . این مقدار احتمالاً %10 ظرفیت مغز را نشان می دهد . 

در زیر آن ، یک قسمت کمی بزرگتر وجود دارد که فروید آن را نیمه هوشیار نامیده است ، یا چیزی که بعضی ها به عنوان ذهن نیمه آگاه به آن اشاره می کنند . این قسمت بسیار بزرگتر از ذهن آگاه است و حدود 50 تا %60 ظرفیت مغز شما را اشغال می کند .

قسمت زیر آن ذهن ناخودآگاه  است . این ذهن کل پهنای قاعده مثلث را اشغال می کند و 30 تا %40 بقیه مثلث را پر می کند . این ذهن پهناور و عمیق و تا حد زیادی دور از دسترس افکار آگاهانه است ، مانند تاریکی اعماق اقیانوس .

این سه ذهن چگونه با هم کار می کنند ؟

ذهن آگاه شما چیزی است که اکثر مردم در آن با شما مشترک هستند . چون جایی است که اکثریت مردم روزانه در آن زندگی می کنند . اما به این معنی نیست که همه فعالیت ها آنجا رخ می دهد . 

ذهن آگاه تاحدی شبیه ناخدای یک کشتی است که روی  سکوی عرشه ایستاده و در حال دستور دادن است . در حقیقت این خدمه کشتی هستند که در موتورخانه زیر عرشه ( نیمه آگاه و در عمق تر ناخودآگاه  ) دستورات را اجرا می کنند . کاپیتان ممکن است مسئول کشتی باشد و دستور بدهد اما در واقع این خدمه هستند که کشتی را هدایت می کنند ، همه کارها مطابق با چیزهایی است که سال ها آموزش دیده اند تا به بهترین صورت آن را انجام دهند . 

ذهن آگاه با دنیای خارج و درون خودش از طریق گفتگو ، تصاویر ، نوشته ، حرکات فیزیکی و افکار در ارتباط است .

از سوی دیگر ، ذهن نیمه آگاه مسئول خاطره های اخیر ما است و دائماً با منابع ذهن ناخودآگاه  در ارتباط است .  

ذهن ناخودآگاه  مخزن همه خاطرات و تجربه های گذشته است ، هم آنهایی که از طریق آسیب روحی سرکوب شده اند و هم آنهایی که عمداً به راحتی فراموش شده اند و دیگر اهمیتی ندارند . این ها جزء خاطرات و تجربه هایی هستند که باورها ، عادات و رفتار ما را تشکیل داده اند . 

ذهن ناخودآگاه  پیوسته از طریق ذهن نیمه آگاه با ذهن آگاه در ارتباط است ، و نتیجه آن چیزی است که به عنوان برهم کنش های ما با جهان به ما عرضه می کند ، طوری که به وسیله  باورها و عادت هایتان فیلتر شده ایم . این ارتباط ( بین ذهن آگاه و ناخودآگاه ) از طریق احساسات ، هیجان ها ، تصورات ، حس کردن ها و رویاها انجام می گیرد  .

عملکرد ذهن

شبیه سازی زیر می تواند کمی در بیشتر روشن شدن مفهوم چگونگی کارکرد سه ذهن کمک کند .

اگر ذهن را شبیه یک کامپیوتردر نظر بگیرید ... 

ذهن آگاه شما بیشترین شباهت را به کیبورد و مانیتور دارد . اطلاعات ازطریق کیبورد وارد می شود و نتیجه روی صفحه مانیتور نمایش داده می شود . چگونگی کارکرد ذهن آگاه به این صورت است ؛ اطلاعات از طریق تعدادی محرک های خارجی ( یا داخلی ) از طرف محیط اعمال می شود و نتایج فوراً  در هوشیاری شما بروز می کند .

                                             

ذهن نیمه آگاه شبیه رَم کامپیوتر است . آنهایی که نمی دانند رَم چیست ، رَم محلی در کامپیوتر است که برنامه ها و اطلاعاتی که درهرلحظه مورد استفاده هستند ، نگهداری شده است طوری که می توانند به راحتی  توسط پردازشگر در اختیار قرار گیرند . این حافظه بسیار سریع تر از انواع دیگر حافظه از قبیل هارد دیسک یا سی دی رم است .

                                           

ذهن نیمه آگاه درست به همین صورت کار می کند . همه خاطرات جدید برای بازخوانی سریع در هنگام احتیاج در آن ذخیره شده اند ، از قبیل شماره تلفن شما یا اسم شخصی که به تازگی ملاقات کرده اید . همچنین ذهن نیمه آگاه برنامه های اخیر شما را که هر روز به کار می گیرید در خود نگاه می دارد ، مانند افکار دوباره ظاهر شده ، الگوهای رفتاری ، عادات ها و احساسات .

ذهن ناخودآگاه  شبیه هارد دیسک در کامپیوتر است . محل ذخیره طولانی مدت همه خاطرات و برنامه های شماست که از بدو تولد نصب شده اند . 

                                            

ذهن ناخودآگاه  ( و در نهایت ذهن نیمه آگاه ) از این برنامه ها برای درک ، تشخیص و احساس همه اطلاعاتی که شما از جهان دریافت می کنید ، استفاده می کند تا شما را در امنیت نگاه دارد و بقاء شما را تضمین کند . 

سفر آغاز می شود

همانطور که ذکر شد ، این قسمت ها و کارکرد آن ها ، سال ها موضوع بحث داغ تعداد زیادی از روانشناسان ، فلاسفه و سایر دانشمندان بود ، چون اثبات عینی وجود آنها بسیار سخت است . با وجود همه این ها ، من همیشه آن را به عنوان یک شباهت بزرگ مورد استفاده قرار داده ام و در انتهای مطلب اگر برای شما کارآیی داشت و قابل درک بود پس این همه ماجراست .  

اکنون بیایید تا سفری عمیق تر به هر یک از این ذهن ها داشته باشیم و ببینیم که آنها چه کاری انجام می دهند و چگونه می توانند در ایجاد تغییر در ما مورد استفاده قرار گیرند .

ذهن آگاه چگونه می توانیم از آن برای ایجاد تغییر استفاده کنیم

                                                  

ذهن آگاه

اگر از اکثر مردم بخواهید که ذهن آگاه را تعریف کنند ، جواب های مختلفی خواهید شنید . تعدادی که آن را از ذهن نیمه آگاه ( یا حتی ناخودآگاه  ) جدا می کنند می گویند ذهن آگاه هوشیار است .

اما این گفته که ذهن نیمه آگاه ، ناهشیار است ، اشتباه فاحشی است . به درستی نشان داده شده است که شما می توانید به وسیله محیط یا چیزی که مردم می گویند تحت تأثیر قرار گیرید حتی وقتی که ذهن آگاه شما کاملاً از کار افتاده باشد ، مثل وقتی که بیهوش هستید یا خوابیده اید . یا مثل وقتی که به سمت مقصدی رانندگی می کنید اما زمانی که به آنجا می رسید ، چیزی از سفر در ذهن ندارید . در این مواقع این ذهن نیمه آگاه شماست که هوشیار می ماند و فعالیت های لازم را انجام می دهد .

استدلال دسته دیگری این است که ذهن آگاه جایی است که همه فکر کردن ها و دلیل آوردن های منطقی در آنجا انجام می گیرد . اما خیلی از آنها اصلاً تفاوت آن از را از ذهن نیمه آگاه و ناخودآگاه  تشخیص نمی دهند . ذهن ناخودآگاه  محل ذخیره همه خاطرات ، احساسات و عادات است و در حقیقت در استدلال کردن و منطق خیلی توانا است .  

برای مثال ، وقتی شما بچه بودید ، ذهن آگاه تان برای تست کردن و اندازه گرفتن همه اطلاعات حاصل از محیط هنوز به اندازه کافی گسترش نیافته بود ، طوری که در این سن ذهن آگاه در پس زمینه قرار می گیرد و این ذهن نیمه آگاه و ناخودآگاه  است که جمع آوری و مستدل کردن همه اطلاعات را انجام می دهد تشخیص این که شیشه شیر یا پستان یک منبع غذا است ، گریه جلب توجه می کند ، نوازش مادر به معنی در امنیت بودن است . دراین حالت این دو ذهن دیگر شماست که به شدت در حال شکل دادن الگوهای منطقی وابستگی ( عادت ها ، باورها و احساسات ) است  که به زنده ماندن شما کمک می کند .

بهترین توصیفی که من برای دو مورد از قوی ترین عملکردهای ذهن آگاه کاملاً گسترش یافته پیدا کرده ام که این ذهن می تواند انجام دهد و دو ذهن دیگر قادر به انجام آنها نیستند به شرح ذیل است ...

1 قادر است تمرکز شما را جهت دهی کند .

2 قادر است تا چیزی را که واقعیت ندارد تصور کند .

این دو توانایی مهم است که می تواند زندگی شما را تغییر دهد . اجازه دهید نگاهی گذرا به هر کدام داشته باشیم ...

جهت دهی تمرکز

درحالی که ذهن نیمه آگاه در مقایسه با ذهن آگاه دارای یک احساس بسیار قویتر از آگاهی نسبت به محیط است ( بعضی می گویند ذهن نیمه آگاه جایی است که « حس ششم » از آنجا می آید ) و کلید همیشه آن روشن است ، حتی زمان خواب ،  در واقع از دستورهای صادر شده از ذهن آگاه اطاعت می کند . اگر کاری که شما انجام می دهید متمرکز کردن پیوسته افکار آگاهانه روی چیزهای منفی است ، پس ذهن نیمه آگاه برحسب وظیفه احساس ها ، هیجان ها و خاطراتی را بروز می دهد تا شما را با آن نوع فکر کردن پیوند دهد . و بنابراین آن احساس ها به واقعیت شما بدل خواهد شد ، پس می توانید در یک زنجیر بی انتها از منفی گرایی ، ترس و اضطراب گرفتار شوید و دائماً در هر موقعیتی به دنبال چیزهای بد باشید .

به عنوان مثال ، وقتی شب هنگام در رختخواب دراز کشیده اید و صدای ضربه ای را می شنوید ، اگر به افکار و تصوراتتان اجازه دهید در همه چیزهای ترسناک که ممکن است اتفاق افتاده باشد سرگردان شود ، ذهن نیمه آگاه شما دچار احساسات ، هیجانات و خاطراتی از رویدادهای گذشته خواهد شد که شما با آن افکار پیوند داده اید . این روش ذهن نیمه آگاه برای محافظت شما و آماده سازی تان برای نبرد یا فرار در آن موقعیت ها است .

از سوی دیگر ، اگر دائما به خود نهیب بزنید و تمرکزتان را به سمت افکار آرام و منطقی تر سوق دهید ، احساسات فروکش خواهند کرد یا ناپدید می شوند .

بعضی افراد یه صورتی آسان و طبیعی جهت دهی افکارشان به سمت یک چشم انداز مثبت تر در زندگی و هر موقعیت را یاد گرفته اند . این واقعاً به نوع برنامه ریزی ذهن نیمه آگاه و ناخودآگاه  از زمان تولد بستگی دارد . به عنوان مثال آیا شما به سمت بدبینی متمایل هستید یا خوش بینی ، فکر کردن منفی یا مثبت ، شادی یا عصبانیت ، یا چیزی مابین آنها ؟ تشخیص راهی که شما به سمت آن گرایش دارید شروع برای پیشرفت و اصلاح بر اساس آن راه است .    

این توانایی ذهن آگاه در جهت دهی توجه و آگاهی یکی از مهمترین قدرت هایی است که شما دارید و برای ایجاد تغییر در زندگی باید کنترل چیزی را که آگاهانه روی آن متمرکز می شوید یاد بگیرید .

اما چگونه این کار را انجام دهید ؟ مهارت واقعی جهت دهی تمرکز کاملاً ساده است ... همه چیز به یک انتخاب برمی گردد . تصمیم گیری به چگونه فکر کردن و اجازه دادن به نوع افکاری ورودی به ذهن  ، سرنوشت شما را تعیین خواهد کرد .  این می تواند برای خیر یا شر ، توانایی مفید یا مضر مورد استفاده قرار گیرد .

شاید تنها آزادی واقعی که ما در دنیا داریم افکار ذهنی ما باشند که می توانیم واقعا آنها را کنترل کنیم . یک مرد می تواند در شرایط غیرانسانی مطلق در زندان اسیر باشد و هنوز در ذهن خود کاملاً آزاد باشد ویکتور فرانکل و نلسون ماندلا ( در میان بسیار دیگری  ) این حقیقت را بیان کرده اند . فقط ما می توانیم انتخاب کنیم که چگونه می خواهیم به تجربیات زندگی پاسخ دهیم .  

استفاده از تصور

توانایی مهم دیگر ذهن آگاه استفاده از تجسم است . ذهن شما می تواند چیزی را که در کل نو و منحصر به فرد است دقیقاً تصور کند چیزهایی که قبلاً هرگز به صورت فیزیکی تجربه نکرده اید . در مقام مقایسه ذهن نیمه آگاه می تواند فقط ورژن هایی از خاطرات را پیشنهاد دهد که از تجربیات گذشته شما ذخیره شده است .

اما در واقع حقه عالی که در این بین وجود دارد این است که ذهن نیمه آگاه نمی تواند بین چیزی که ذهن آگاه تصور می کند و چیزی که واقعی است تفاوت قائل شود . پس هرچیزی به وسیله تصورات ذهن آگاه و تمرکز مشتاقانه روی آن پرورش داده شده است ، همچنین همه احساسات و هیجاناتی که با آن تصویر در ذهن پیوند داده شده اند رشد می یابند تا توسط شما تجربه شود .  

برای مثال ، اگر قبلاً هر روز درمورد برنده شدن در لوتو تخیل داشته اید ، یا شاید به دنبال برقراری ارتباط خاص عاشقانه با شخص خاصی بوده اید ، پس لذتی را که این افکار در سر شما ایجاد کرده اند احساس کرده اید ، حتی اگر در بسیاری از لحظات از لحاظ عقلی می دانستید این موضوع اتفاق واقعی نیست . اما ذهن نیمه اگاه شما فکر کرده است که آن اتفاق برای شما رخ داده است و به این دلیل است که ذهن نیمه آگاه آن احساسات و هیجانات پیوند خورده با آن افکارها را ارائه کرده است . واقعاً این یک موهبت شگفت انگیز است که ما داریم !  

تجسم می تواند برای خلق نتایج خارق العاده مورد استفاده قرار گیرد . در یک مطالعه ورزشی ، سه گروه در مورد توانایی آنها برای پیشرفت در پرتاب آزاد در بسکتبال ، مورد آزمایش و بررسی قرار گرفتند .  بررسی در شروع آزمایش و انتهای آن انجام گرفت .  

به یکی از گروه ها برای 20 روز پیاپی ، تمرین پرتاب آزاد به صورت واقعی آموزش داده شد . دومین گروه اصلاً اجازه تمرین نداشت . گروه سوم در هر روز 20 دقیقه را صرف قرار گرفتن در یک حالت ریلکس  می کرد و آنها فقط خود را در حال انجام پرتاب آزاد تصور می کردند . آنها همچنین آموزش داده شدند که اگر در ذهنشان گم شدند ، با کمی تعدیل خود را در انجام پرتاب بعدی ببینند .   

در پایان آزمایش نتایج باورنکردنی بودند . گروهی که هر روز به صورت واقعی تمرین کرده بودند ، امتیاز خود را  %24 ارتقاء دادند . دومین گروه که تمرینی را انجام نداده بودند اصلاً پیشرفتی نداشتند . اما سومین گروه که تنها انجام پرتاب را تجسم کرده بودند ، در عمل امتیاز خود را به طور باورنکردنی به %23 ارتقاء دادند ، بسیار نزدیک به گروه اول ! قدرت ذهن آگاه را دست کم نگیرید .

ذهن نیمه آگاه چگونه کار می کند

                                                

ذهن نیمه آگاه میزکار ذهن شماست . کنترل و جهت دهی آن کلیدی برای تغییر شخص است .

همانطور که در قسمت ذهن آگاه بیان کردم ، ذهن نیمه آگاه تا حدی شبیه به رَم کامپیوتر است . ( رَم اصطلاح استفاده شده برای حافظه کوتاه مدت در کامپیوتر است و کار آن نگاه داشتن برنامه ها و اطلاعاتی است که در لحظه مورد استفاده قرار می گیرند طوری که می توانند به سرعت و سادگی در دسترس پردازنده کامپیوتر باشند . رَم خیلی سریعتر از انواع دیگر حافظه ها از قبیل هارد دیسک یا سی دی رم است . )

ذهن نیمه آگاه مشابه با رَم کامپیوتر کار می کند . این ذهن حافظه کوتاه مدت و برنامه های مورد استفاده روزانه اخیر را نگهداری می کند . 

نقش ذهن نیمه آگاه

ذهن نیمه آگاه ، جدا از حافظه کوتاه مدت ، نقش مهمی در زندگی روزمره ما بازی می کند .

این ذهن سخت در تلاش است تا مطمئن شود هرچیزی را که احتیاج دارید سریع به یاد بیاورید و هنگام نیاز به آن دسترسی داشته باشید . چیزهایی مانند :

*    حافظه ها از قبیل شماره تلفن خودتان ، رانندگی یک ماشین بدون داشتن تفکر آگاهانه ، چیزی که لازم دارید از فروشگاه در مسیر خانه بخرید و ...

*     برنامه های جاری روزانه از قبیل رفتارها ، عادت ها ، خلق و خو

*     فیلترها (از قبیل باورها و ارزش ها ) برای به کارگیری اطلاعات از طریق بررسی کردن اعتبار آنها مطابق درک شما از جهان

*     حس های ایجاد شده توسط 5 حس و مفهوم آنها برای شما

اگر ذهن نیمه آگاه در رَم  خود یک فیلتر یا نقطه مرجع برای پاره ای از اطلاعات که به آن وارد می شود نداشته باشد ، پس این ذهن یک مسیر مستقیم به محل ذخیره در ذهن ناخودآگاه  دارد . ذهن نیمه آگاه از ذهن ناخودآگاه  خواهد خواست برنامه هایی را بیرون دهد که بهترین پیوند را با اطلاعات ورودی دارد تا از هرجهت به ایجاد حس کمک کند .  

ذهن نیمه آگاه نیز دائماً در حال کار است ، خیلی بیشتر از واقعیت نسبت به محیط شما هوشیار می ماند . در حقیقت بر اساس مدل ارتباطی   NLP  ما در هر ثانیه در معرض بیش از 2 میلیون ذره اطلاعات قرار داریم . اگر ذهن آگاه با همه آن اطلاعات سر و کار داشته باشد ، شما خیلی سریع به فکر فرو می روید و قادر نیستید کار دیگری انجام دهید .

در عوض ، ذهن نیمه آگاه همه اطلاعات غیرضروری را فیلتر می کند و تنها اطلاعاتی را عبور می دهد که در آن زمان مورد احتیاج است ، درحدود 7 نوع از اطلاعات . ذهن نیمه آگاه همه این کارها را در پس پرده حس ها طوری انجام می دهد که شما می توانید کارهای روزانه منع نشده را انجام دهید . این ذهن این کار را تاحد امکان براساس برنامه هایی که در ناخودآگاه به آنها دسترسی دارد به صورتی منطقی انجام می دهد  

و همانگونه که در قست « ذهن انسان چگونه کار می کند » بحث شده بود ، ذهن نیمه آگاه همه نتایج را از طریق هیجان ها ، احساس ها ، حس ها و عکس العمل ها ، تصاویر و رویاها به عالم هوشیاری ارسال می کند . این ذهن به وسیله کلمات ارتباط برقرار نمی کند .    

گذرگاهی به درون ذهن نیمه آگاه

یکی از واقعیت های بزرگ در مورد ذهن نیمه آگاه ( و یکی از چیزهایی که لازم داریم تا از تأثیر تغییر آن منفعت ببریم ) این است که : ذهن نیمه آگاه از دستورات پیروی می کند !

مردم اغلب به اشتباه فکر می کنند که ذهن نیمه آگاه رئیس است و شما صرفاً در اختیار او هستید . درحقیقت کاملاً بالعکس است . ذهن آگاه شما به ذهن نیمه آگاه جهت می دهد ، تا طبق خواسته شما فعالیت نماید . ذهن نیمه آگاه تنها هیجانات و احساساتی را بروز می دهد که شما به طور پیوسته در مورد آن فکر می کنید .  

من نمی گویم که با فکر کردن لحظه ای کل زندگی شما به همان آسانی تغییر خواهد کرد . در بیشتر موارد برنامه های پیش فرض ذهن شما انرژی بسیار زیادی با خود دارند که فوراً قابل تغییر نمی باشند . با این وجود در مواردی مانند  ؛ بعد از یک زندگی سخت یا پیوند خوردن زحمت زیاد  با رفتاری قدیمی این تغییر ممکن است . اما بدون یک تغییر بزرگ این احتمال  وجود خواهد داشت که برنامه های قدیمی دوباره پدیدار شوند .

 ( بهترین راه برای جهت دهی ذهن نیمه آگاه به سمت تغییر ، در قسمت ذهن آگاه بیان شده است . )

برای ایجاد تغییر بادوام ، تکنیک های خاصی موردنیاز است که باید در مقاله دیگری بیان شود . با این حال اجازه دهید در ادامه به تشریح نقش ذهن ناخودآگاه بپردازیم .

ذهن ناخودآگاه  چیست ؟

                                                

ذهن ناخودآگاه  نیز به جهت سر و کار داشتن با حافظه ها بسیار شبیه به ذهن نیمه آگاه است . اما یک تفاوت عمده بین آنها وجود دارد .

اگر نماد مثلثی را که من برای توصیف سطوح ذهن به کار بردم به خاطر بیاورید ، می دانید که ذهن ناخودآگاه  در لایه عمیق تر ذهن زیر ذهن نیمه آگاه قراردارد . اگرچه ذهن نیمه آگاه و ناخودآگاه  گذرگاه های مستقیمی به همدیگر دارند و با چیزهای مشابه سر و کار دارند ، ذهن ناخودآگاه  واقعاً انباری است ، کتاب خانه ای زیرزمینی از همه خاطرات ، عادت ها و رفتار شما . این ذهن مخزن همه هیجانات در عمق قرار گرفته شده شما است که از بدو تولد برنامه ریزی شده اند .    

اگر می خواهید تغییری اساسی در قسمت هسته ایجاد کنید ، ذهن ناخودآگاه  مکانی است که باید روی آن کار کنید ... اما انجام این کار آسان نیست !

ذهن نیمه آگاه در مقابل ذهن ناخودآگاه   تفاوت در چیست ؟

بحث های فراوانی انجام شده است که کدام کلمه درست است ، نیمه آگاه یا ناخودآگاه  ؟

ناخودآگاه  کلمه ای است که معمولا روانشناسان و روان پزشکان ترجیح می دهند به افکاری اطلاق دهند که « خارج از دسترس » هوشیاری ما هستند . اصطلاح پزشکی ناخودآگاه  که اساسا به معنی ناتوان شدن یا بی هوش شدن است نباید  باعث سردرگمی  شود ، اگر چه هر دو تعریف کیفیت مشابه ای را دنبال می کنند . 

به عبارت ساده ، ذهن ناخودآگاه  محل ذخیره همه خاطراتی است که از یاد برده شده اند یا نمی خواهیم بیاد بیاوریم . یک اتفاق ناخوشایند در دوران کودکی ما که بلوکه شده است نمونه ای از این دست می باشد ، اما این خاطره قرار نیست تا این حد هم جدی باشد . می تواند یک موضوع خیلی قدیمی باشد مانند غذای ناهار اولین روز مدرسه یا اسم یکی از دوستان دوران بچگی که با او همبازی بوده اید .   

این حافظه ای است که ما نمی توانیم به دلخواه از آن اطلاعات استخراج کنیم . اطلاعات موجود است ، اما هر چند هم تلاش کنیم نمی توانیم آن را به خاطر بیاوریم . شیوه های روانکاوانه معین ( از قبیل هیپنوتیزم ) می تواند این خاطرات را به یاد بیاورد یا می تواند  با یک اتفاق خاص ( یک بو ، یک مکان آشنا و ... ) جان بگیرد .  

نکته مهمی که باید در اینجا یادآور شد این است که ما  بدون وقوع رویدادهای خاص یا استفاده از تکنیک های ویژه نمی توانیم هیچ چیزی را در ناخودآگاه مان به یاد بیاوریم . این است ذهن ناخودآگاه  . 

از سوی دیگر ، ذهن نیمه آگاه نیز تقریبا به همین صورت است ، اما تفاوت اصلی این است که ما در به یاد آوردن می توانیم انتخاب کنیم . خاطره ها به سطح نزدیک تر هستند و با کمی تمرکز  ، خیلی به آسانی در دسترس هستند .

برای مثال ، اگر من از شما بخواهم شماره تلفن تان را به یاد بیاورید ، شما به آسانی آن را به داخل افکار آگاهانه می کشانید . نکته جالب اینجاست که قبل از این که من از شما بخواهم آن را به یاد بیاورید ، شما هیچ فکر آگاهانه ای نسبت به آن نداشتید . این شماره در ذهن نیمه آگاه شما ذخیره شده بود  و در دسترس و آماده به یاد آوری در هنگام نیاز ، مشابه رَم کامپیوتر ، چون چیزی است که شما نیاز دارید مرتبا به یاد بیاورید .  

هرچند اگر یادآوری شماره تلفن برای شما ضروری نبود ممکن بود کمی در عمق تر ذخیره شود و به عنوان یک نتیجه وقتی جایی از شما شماره تلفن تان خواسته می شد ممکن بود در بیاد آوردن آن دچار تقلا شوید . 

نقش ذهن ناخودآگاه  

در بسیاری از مواقع ذهن ناخودآگاه  همان رویکرد ذهن نیمه آگاه را با خاطره ها ، عادت ها ، احساس ها ، هیجان ها و رفتارها دارد . اختلاف بین دو ذهن این است که ناخودآگاه  منبع همه برنامه هایی است که ذهن نیمه آگاه استفاده می کند .

ناخودآگاه  محلی است که همه خاطره ها و تجربه ها از تولد ذخیره شده اند . این ها خاطره هایی هستند که باورها ، عادت ها و رفتارهای شما را شکل داده اند و با گذشت زمان تقویت شده اند .  

چگونه زندگی خود را تغییر دهید

اگر می خواهید به صورت ریشه ای در زندگی خود تغییر ایجاد کنید ، باید روی برنامه هایی که در ذهن ناخودآگاه  خود نگاه داشته اید کار کنید . راه های ویژه ای برای انجام این کار وجود دارد و اگر این مقاله را خوانده اید می دانید که مکان شروع این کار در ذهن آگاه است .  

با نظارت دائم بر افکار  از طریق جهت دهی تمرکز و استفاده از تجسم می توانید به برنامه های پیوسته در حال اجرا در ذهن نیمه آگاه نفوذ کنید . این کار را به اندازه کافی( و با انرژی هیجانی کافی )  انجام دهید آنگاه برنامه ریزی مجدد نمایش داخلی و سیستم باور ذهن  ناخودآگاه  آغاز می شود . 

و وقتی این اتفاق رخ دهد ، تغییر را در سطح خیلی عمیق تجربه خواهید کرد !

در این مسیر با نشیب و فرازهای بسیاری رو به رو می شوید . علت آن عادت ها ، رفتارها و باورهای شماست که در مکان اولیه ایجاد شده است . این کار را امتحان کنید و ببینید چگونه پیشرفت می کنید ... از سفر لذت ببرید !

  • نادر گنجی

نظرات  (۱)

سلام مطالب بسیار جالب و مفید بود ممنون 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی